درباره «کلیسای انجیلی» که تا ۴ روز پیش از بنا‌های تاریخ‌دار مشهد بود | باز هم دیر رسیدیم

  • کد خبر: ۴۲۰۲۸۸
  • ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷
درباره «کلیسای انجیلی» که تا ۴ روز پیش از بنا‌های تاریخ‌دار مشهد بود | باز هم دیر رسیدیم
بعضی‌ها نوشتند «کلیسای تاریخی مشهد تخریب شد» و برخی دیگر دقیق‌تر آدرس دادند که «تنهاکلیسای انجیلی شرق کشور در مشهد ویران شد». ماجرا برمی‌گردد به اتفاقی که از آخرین ساعات چهارشنبه، سیزدهم خرداد ۱۴۰۵، شروع شد
حسین بیات
خبرنگار حسین بیات

به گزارش شهرآرانیوز؛ بعضی‌ها نوشتند «کلیسای تاریخی مشهد تخریب شد» و برخی دیگر دقیق‌تر آدرس دادند که «تنهاکلیسای انجیلی شرق کشور در مشهد ویران شد». ماجرا برمی‌گردد به اتفاقی که از آخرین ساعات چهارشنبه، سیزدهم خرداد ۱۴۰۵، شروع شد و تا ساعت ۲ بامداد پنجشنبه به طول انجامید و نتیجه‌اش محوشدن دومین کلیسای پابرجای مسیحیان در مشهد بود. 

این کلیسا البته از سال‌ها پیش تعطیل شده بود. زیرا مشهد مدت‌هاست هیچ مسیحی‌ای ندارد که برای به‌جاآوردن امور دینی و مذهبی خود در‌های چنین بنایی را بگشاید. اهمیت آن بیش از هر چیزی در قدمتش بود که آن را به‌عنوان یک اثر ملی در خاطره مردم مشهد ثبت کرده بود. 

ضمن اینکه بنای آن نیز از سال ۱۳۸۴ خورشیدی در فهرست آثار ملی قرار گرفته بود و به‌عنوان سرمایه ملی ایران شناخته می‌شد که دارای ویژگی‌های تاریخی، هنری، معماری، فرهنگی و هویتی خاص است. اما عنوان «اثر ملی»، آن‌طور که مسئولان می‌گویند، دو سال پیش از شناسنامه این بنای ارزشمند برداشته شده و همین مجوزی شده است تا بولدوزر مالک جدید، شب قبل از تعطیلات میانه خرداد استارت بخورد و خبری را بنویسد که آن ابتدا خواندید.

حسرت‌وار به جای خالی ساختمان نگاه می‌کنم

به قرار فیلم‌نامه‌ها اگر بخوانید، می‌شود روز، خارجی، جلو کلیسای انجیلی در کوچه گلستان، پشت صداوسیما، پلاک ۵۳. ظهر پانزدهم خرداد است و هیچ بنایی بلندتر از دیوار‌های حیاط دیده نمی‌شود. یک موتوری به سیاق همیشه حین عبور از گذرگاهش نگاهی هم به ساختمان مهمان‌سرای کلیسا می‌اندازد و دوباره برمی‌گردد که جلو را بپاید. این‌بار، اما ساختمان نیست. همین است که نگاهش متعجب و نرسیده برمی‌گردد سمت ساختمانی که دیگر نیست. ترمز می‌زند. کمی می‌گردد دنبال آجر‌ها و سقف شیروانی، اما هیچ‌چیز پیدا نمی‌کند. حسرت‌وار می‌زند روی دنده و می‌رود.

این داستان خیلی از ماست، امروز که «حسرت‌وار» نگاه کنیم به جای خالی یک بنای تاریخی.

من هم حسرت‌وار به جای خالی ساختمان کلیسا نگاه می‌کنم؛ البته ساختمان اصلی کلیسا آن ته باغ قرار دارد و بعید است کسی آن را دیده باشد. حتی تیم تهیه‌کننده گزارش ثبتی میراث هم در سال ۱۳۸۴ موفق نشده‌اند آن را ببینند. زیرا علی یزدان‌پناه، سرایدار و نگهبان عبوس کلیسا که از طرف اداره کلیسا‌ها انتخاب شده، هیچ‌رقمه آنها را راه نداده است و درنتیجه آنها ناچار شده‌اند به شنیده‌هایی از همسایگان قدیمی این بنا اکتفا کنند و یک پلان قلمی از آن بگذارند توی گزارششان.

درباره «کلیسای انجیلی» که تا ۴ روز پیش از بنا‌های تاریخ‌دار مشهد بود | باز هم دیر رسیدیم

کلیسایی که نمی‌شناختیمش!

قدمت این بنا، آن‌طور که در گزارش میراث‌فرهنگی آمده، مربوط است به حدود سال ۱۳۰۴ خورشیدی. بر اساس گفته اهالی قدیمی محل، نصیر باگوف (نصیر بیگف) که از اهالی شوروی سابق بوده است، طی جنگ و فروپاشی کشورش به ایران مهاجرت می‌کند. او در مشهد پس از خریدن ملکی که هم‌اکنون به‌عنوان کلیسای انجیلی می‌شناسیم، ساکن می‌شود، اما بعد از چند سال مکان مدنظر را به کلیسا اجاره می‌دهد. آن‌طور که قدیمی‌ها به‌خاطر داشته‌اند، در آن زمان رابرت مناصریان، کشیش کلیسا بوده است تا اینکه بعد‌ها مکان اجاره‌ای به کلیسا فروخته می‌شود.

به این ترتیب، در سال‌های بعدی، ساختمان شرقی کلیسا (همان که از بیرون دیده می‌شد) میزبان انجیلی‌های سراسر کشور بوده و ساختمان مرکزی کلیسا که در انتهای حیاط قرار داشته، هر یکشنبه جایگاه دعا و نیایش عده‌ای از مسیحیان مشهد بوده است.

بنا بر گزارشی که در سال ۱۳۸۴ تهیه شده است، کلیسا از حدود سال ۱۳۷۶ کاربری خود را از دست می‌دهد و به بنایی مسکونی تبدیل می‌شود؛ البته باز هم همان قسمت مهمان‌سرا که از بیرون ساختمان قابل‌رؤیت بود. تعطیلی کلیسا در همان سال‌های ابتدایی باعث می‌شود قسمت‌هایی از حیاط و ابنیه کلیسا فروخته شود که درواقع همان ساختمان‌های اطراف هستند.

در گزارش میراث‌فرهنگی در این سال از کلیسای انجیلی در داخل پرانتز با عنوان «کلیسای کریم‌خان زند» یاد شده که دارای مالک حقوقی یعنی همان اداره کلیسا‌ها در تهران است.

به استناد گزارش سال ۱۳۸۴ هیچ اقدام خاصی برای حفظ حریم این اثر صورت نگرفته بوده است، اما بررسی تصاویر آن سال و مقایسه با تصاویر سال‌های بعدی و ساختمان چندطبقه مجاورش نشان می‌دهد که نه‌تنها در سال‌های بعدی نیز اقدامی برای حفظ حریم کلیسا به‌عنوان یک اثر ثبت‌ملی صورت نگرفته است، که بخشی از حیاط آن هم فروخته شده تا امروز جای آن را یک ساختمان چندطبقه بگیرد. همچنین در فاصله سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ برخی ساختمان‌های وابسته به کلیسا نظیر کتابخانه و سالن تنیس که پشت حیاط کلیسا بوده است، به اشخاص حقیقی فروخته می‌شود تا تخریب شده و بنا‌های جدیدی جایگزین آن شود.

از بیرون اگر نگاه کنید، بنا همچنان دو در دارد. در سمت چپ البته حالا نیست و جایش را داده است به ورودی کارگاه ساختمانی که لابد چند روز تجهیز می‌شود تا یک دهن‌کجی بزرگ باشد برای همه حرف‌هایی که در این چند روزه زده شده است و زده خواهد شد. از همین در بزرگ (سمت چپ) که در اصلی بود، از گوشه حیاط به سمت ساختمان اصلی کلیسا هدایت می‌شدید و پس از یک شکست نوددرجه در مسیر، به در ورودی آن می‌رسیدید. نمای این بخش متناسب با کارکردش، به شکل صلیب بود که البته به‌واسطه بالارفتگی نیم‌متری بخش میانی ایجاد شده بود. کلیسا هم سالنی بود مستطیل‌شکل به ابعاد ۲۰در۱۲ متر.

طول این بخش درواقع همان عرض حیاط بود که دو پنجره سه‌متری در ضلع سمت راست داشت و دو پنجره با همین مشخصات در ضلع سمت چپ. دو پنجره دیگر هم البته در دوطرف در ورودی سالن قرار داشت که همه‌شان با شبکه‌ای از شیشه‌های سرامیکی پوشیده شده بودند و نور را با شکست و رنگ‌های متنوعی به داخل هدایت می‌کردند. در انتهای سالن کلیسا هم سنی قرار داشت که در گوشه آن پیانویی گذاشته بودند.

روبه‌روی ساختمان کلیسا هم همین ساختمان سه‌طبقه بود که از بیرون دیده می‌شد. این بخش به‌عنوان مهمان‌سرا استفاده می‌شد. این ساختمان سه‌طبقه دارای یک راهرو مستطیل به ابعاد ۳در۹ متر بود که سه اتاق ۳ در ۴ متری در سمت شرق خود داشت و یک اتاق ۶ در ۴ متر هم در سمت غرب. در گوشه این اتاق یک سرویس‌پله بود و در مجاورت آن هم یک اتاق ۳ در ۶ متر. همین پلان در طبقات دیگر هم تکرار شده بود.

همچنین سرویس‌پله‌ای دیگر برای طبقه همکف به اول و اول به دوم در فضای دایره‌شکل قرار داشت که در طبقه سوم به تراس تبدیل می‌شد.

درباره «کلیسای انجیلی» که تا ۴ روز پیش از بنا‌های تاریخ‌دار مشهد بود | باز هم دیر رسیدیم

حرف‌های پس از تخریب

اما در پی تخریب شبانه تنهاکلیسای انجیلی شرق کشور در مشهد، همچون همیشه میراث‌فرهنگی پای کار آمد و ضمن محکوم‌کردن این اتفاق، یک بیانیه داد.

بر این اساس، حمید حلاج‌مقدم، سرپرست معاونت میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان‌رضوی، جمعه، پانزدهم خرداد۱۴۰۵، در تشریح آخرین وضعیت کلیسای انجیلی مشهد گفت: «اداره‌کل میراث‌فرهنگی خراسان‌رضوی در سال‌های اخیر پیگیری‌های لازم برای حفاظت از این بنا و فراهم‌سازی مقدمات ثبت مجدد آن را در دستورکار داشته و در مکاتبات و استعلام‌های رسمی نیز بر ضرورت صیانت از ارزش‌های تاریخی و معماری اثر تأکید کرده است. 

همچنین در پی استعلام‌های صورت‌گرفته درباره وضعیت ملک، اداره‌کل میراث‌فرهنگی ضمن اعلام بلامانع‌بودن نقل‌وانتقال مالکیت در چارچوب قوانین، به‌صراحت بر ضرورت حفاظت، نگهداری و مرمت بنا تأکید و همچنین الزامات قانونی مرتبط با هرگونه مداخله عمرانی در این ملک را به شهرداری و مالک اعلام کرده بود.

اداره‌کل میراث‌فرهنگی پس از اطلاع از آغاز عملیات تخریب در ساعات اولیه بامداد، بلافاصله موضوع را در دستور پیگیری قرار داد و با حضور یگان حفاظت میراث‌فرهنگی، همکاری نیروی انتظامی و صدور دستور مقام قضایی، عملیات متوقف شد. هم‌اکنون مستندسازی بخش‌های آسیب‌دیده، ارزیابی میزان خسارات واردشده، بررسی ابعاد حقوقی و فنی موضوع و همچنین پیگیری قانونی عوامل و اشخاص دخیل در این اقدام با جدیت در حال انجام است.»

حسن همتی‌فر، دادستان عمومی و انقلاب مشهد، نیز در همین روز در گفت‌و‌گو با خبرنگار شهرآرانیوز گفت: «بلافاصله پس از اطلاع از موضوع، دستور توقف عملیات تخریب صادر شد تا وضعیت حقوقی ملک، سوابق ثبتی و مستندات مربوط به آن دقیق بررسی شود. بخشی از ساختمان تخریب شده و بخش‌هایی از آن همچنان باقی مانده است.

عملیات در قسمت‌های باقی‌مانده بنا متوقف شده است تا امکان بررسی‌های کارشناسی و حقوقی فراهم شود. براساس اطلاعات اولیه، ساختمان کلیسای انجیلی سال‌ها قبل با رأی مرجع قضایی از فهرست آثار ملی خارج شده است و اکنون جزو آثار ثبت‌شده محسوب نمی‌شود. با این حال، همه سوابق ثبتی و حقوقی آن درحال بازبینی و ارزیابی مجدد است.

بر اساس اطلاعات موجود، این ملک از سوی ستاد اجرایی فرمان امام (ره) به بهره‌بردار جدید واگذار شده و اقداماتی از سوی مالک صورت گرفته و بررسی‌های اولیه حاکی از نبود منع قانونی آشکار برای اقدام انجام‌شده است. به‌دلیل حساسیت موضوع و مطالبات مطرح‌شده از سوی افکار عمومی، دستگاه قضایی همه ابعاد پرونده را با دقت بررسی خواهد کرد.»

آنچه از صحبت‌های این دو مسئول برمی‌آید، این است که هم‌اکنون مستندسازی بخش‌های آسیب‌دیده در حال انجام و عملیات تخریب در قسمت‌های باقی‌مانده بنا متوقف شده است. من هم که وضعیت کلیسا را دیده‌ام، این گفته را تأیید می‌کنم؛ البته نه به‌دلیل فشار قانونی نهاد‌هایی که تا دیروز خواب بوده‌اند، بلکه به این دلیل که دیگر هیچ‌چیز از «کلیسای انجیلی» مشهد باقی نمانده است. بماند که هیچ جوابی هم برای این سؤال نیافتم؛ «چطور یک بنا در سال ۱۳۸۴ تاریخی، ملی و ارزشمند است، اما چندسال بعد نه! طوری که می‌تواند از فهرست آثار ملی خارج شود»

درباره «کلیسای انجیلی» که تا ۴ روز پیش از بنا‌های تاریخ‌دار مشهد بود | باز هم دیر رسیدیم

مسیحیان، مشهد و ۳۰۰ سال هم‌زیستی

نیمه خرداد است و مردم ایران هنوز با اضطراب جنگ و نتایج آن دست به گریبان هستند، حتی در این روز‌های آتش‌بس؛ بخوانید آتش‌بس شکننده.

خیلی از هم‌وطنانمان در این ایام به شهادت رسیدند. ساختمان مراکز بسیاری بمباران شد. حتی بنا‌های تاریخی و میراثی کشور هم از آتش جنگ در امان نماند و کارشان به ویرانی کشید؛ آمار‌ها از نابودی حدود ۱۵۰ اثر تاریخی و میراثی در ایران خبر دادند و این موضوع تیتر روزنامه‌های زیادی شد.

البته در جایی که انسان‌های بی‌گناه کشته می‌شوند و سفره هم‌وطنان در بیم گرانی اجناس و مواد غذایی هر روز خالی‌تر می‌شود، ممکن است خبر‌هایی مثل تخریب چند بنای تاریخی در نگاه اول، محلی از اعراب نداشته باشد و خیلی‌ها حتی پیگیر این دست اخبار نباشند، اما راستش ما علاقه‌مندان تاریخ یا بهتر است بنویسم ما جماعت خبرنگاری که حوزه تخصصی کارمان تاریخ و بنا‌های میراثی است، شاید بیش از دیگران، این بُعد جنگ را هم می‌دیدیم یا گوشمان نسبت به پخش خبرهایش تیزتر شد.

ما رنج بردیم همان‌طور که پیش از جنگ هم هر بار وقتی بنایی تاریخی به پهلو می‌افتاد، رنج می‌کشیدیم. البته قبول کنید که رنج تخریب‌های پیش از جنگ می‌تواند بیشتر هم باشد؛ بالاخره اینها را دشمن خراب کرده و دشمن توصیفش در نامش مستتر است و قبلی‌ها را خودی‌ها زدند. این خودی‌ها آدم‌هایی عادی یا ناآگاه نبودند... نیستند؛ مسئولانی هستند که به هر حال وظیفه‌شان خدمت به ایران و تاریخ و هویت این مرز و بوم است نه تخریب آن.

یک پرانتز هم اینجا باز کنم و بگویم برای علاقه‌مندان به تاریخی که در مشهد زندگی می‌کنند، اینکه ارض اقدس ایران در طول این جنگ ناجوانمردانه کمترین خسارت را دیده و به بنا‌های تاریخی‌اش آسیبی وارد نشده است، شبیه شادی آمیخته با بغض است. این آمیختگی با بغض را بگذارید پای اینکه همیشه می‌دانیم هیچ تضمینی برای تکرارنشدن چنین اتفاقی وجود نداشته و ندارد؛ مثل همین سه روز پیش که کلیسای انجیلی مشهد، شبانه و پشت دیوار‌های بلند و بسته، تخریب شد و هیچ‌کس برای حفظش کاری نکرد.

کلیسایی که سوای مکان مذهبی آن، بنایی تاریخی و هویتی بود؛ بنایی که نامش سال‌ها در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده بود و شماره ثبت هم داشت. از اهمیت تاریخی و فرهنگی آن که بگذریم، باید بگوییم کلیسای انجیلی برای مشهد یک نشانه بود؛ نشانه‌ای از روزگاری نه‌چندان دور که مردم بسیاری، جدا از دین، آیین، مذهب، آداب‌ورسوم و زبانشان، همسایه یکدیگر بودند و زیر سایه امام رئوف، در صلح و صفا کنار هم زندگی می‌کردند.

کلیسای انجیلی یادگار اقوام ارامنه مهاجری بود که خدمات بسیاری به مشهد امام رضا (ع) داشتند و تاریخ حضورشان در این شهر به بیش از سیصد سال می‌رسد. روایت‌ها می‌گویند با تبدیل شدن مشهد به پایتخت ایران در دوره افشاری، این شهر، سوای بُعد مذهبی، وجهه سیاسی پررنگی نیز پیدا کرد. از همین رو، نادرشاه که رؤیای تبدیل مشهد به یک ابرشهر را در سر داشت، تصمیم گرفت با کوچاندن مسیحیان متمکن اصفهان و ارمنیان ساکن جلفای قدیم، زمینه تجارت خارجی و رونق اقتصادی شهر را فراهم کند.

در ادامه، ارامنه مشهد در دوره قاجار، در جریان تجارت با روسیه، با صنایع و فنون بسیاری آشنا شدند و توانستند منشأ تحولات صنعتی و اقتصادی پرشماری در شهر باشند. برای نمونه، این ارامنه بودند که نخستین کارخانه نخ‌ریسی خراسان را راه‌اندازی کردند؛ کارخانه‌ای متعلق به هارطونیان، یکی از ثروتمندان ارمنی مهاجر از شوروی، که در سال ۱۳۱۲ خورشیدی با خرید ماشین‌آلات از آلمان تأسیس شد.

آنها در تأسیس شرکت برق مشهد نیز نقش چشمگیری داشتند. برخی از ارامنه هم راننده بودند و در حمل‌ونقل بیرون از مشهد تأثیرگذار شدند. یکی از ماشین‌دار‌های قدیمی مشهد، سورن ارمنی بود؛ آن هم در روزگاری که شمار ماشین‌دار‌های مشهد از انگشتان یک دست فراتر نمی‌رفت. همچنین سرویس پست مشهد در سال ۱۳۰۷خورشیدی به آواکیم سرکیسیان اجاره داده شد. مرور تاریخچه فعالیت اقتصادی ارامنه نشان می‌دهد آنها اقلیتی محدود، اما ماهر بودند.

در این میان، سینما را هم نباید از قلم انداخت که هنر پرده جادو را ارامنه به ویژه آوانس آوانسیان (آوانف) در مشهد رواج داد. این اقلیت قومی‌مذهبی همچنین از نخستین کسانی بودند که مشهد را با مغازه‌های مدرن امروزی آشنا کردند. برای مثال، مغازه یروانت تقریبا همه‌چیز داشت؛ از وسایل عتیقه تا رادیو و تلویزیون، که تازه به مشهد وارد شده بود. مغازه دماوند، متعلق به گاسپاریان و مغازه بادریان نیز مشهدی‌ها را با کالا‌های جدیدی مانند تن ماهی، ساردین و کالباس آشنا کردند.

افزون بر اینها، خدمات برخی مسیحیان را نیز نمی‌توان در تاریخ این شهر نادیده گرفت. یک روایت از این خدمات، مربوط به چهار راهبه مسیحی است که در دوره پهلوی، زمانی که هیچ پرستاری حاضر نبود در بیمارستان جذامیان مشهد کار کند، داوطلبانه از آن‌سوی دنیا به این شهر آمدند و تا پایان عمر در جذامخانه ماندند؛ و یکی‌شان حتی در آخر عمر همه حقوق دریافتی‌اش در این سال‌ها را به جذامیان بخشید و از این شهر رفت.

همین‌طور لوییس اسلستین، روحانی مسیحی‌ای بود که در دوره قاجار از نیویورک به ایران آمد و در مشهد ساکن شد. او در دوران جنگ جهانی اول و قحطی بزرگ، مرکزی برای جمع‌آوری اعانه راه‌اندازی کرد تا با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، برای گرسنگان و بیماران غذا و دارو تهیه کند.

پدر لوییس سرانجام در جریان همه‌گیری تیفوس در مشهد، هنگام پرستاری از بیماران، خود به این بیماری مبتلا شد و پس از مدتی درگذشت. او را در قبرستان ارامنه مشهد به خاک سپردند. قبر او اکنون قدیمی‌ترین سنگ مزار در این گورستان است.


در نوشتار فوق از اطلاعات «گزارش ثبتی کلیسای انجیلی سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی»، تهیه و تنظیم الناز عطار و امید نجبا، بهره برده شده است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.